افزایش قیمت بنزین، بدون توسعه حمل‌ونقل عمومی و عرضه خودروهای کم‌مصرف، تنها فشار بیشتری بر خانواده‌ها وارد می‌کند. هدف اصلی سیاست‌گذاری باید کاهش نیاز مردم به بنزین باشد، نه صرفاً افزایش قیمت آن.

داستانی مشهور از دوران جنگ سرد نقل می‌شود: فضانوردان آمریکایی برای نوشتن گزارش‌های روزانه خود در فضا با مشکل روبه‌رو شدند؛ زیرا جوهر خودکار در شرایط بی‌وزنی به‌درستی روی کاغذ جاری نمی‌شد. ناسا برای حل این مشکل با چند شرکت قرارداد بست تا خودکاری تولید کنند که در فضا نیز بنویسد. پس از ماه‌ها پژوهش و صرف هزینه‌ای هنگفت، سرانجام این خودکار ساخته شد.

می‌گویند درست در روز رونمایی از این دستاورد، نامه‌ای از سازمان سیا به مدیر ناسا رسید که تنها یک جمله در آن نوشته شده بود:

«فضانوردان روس با مداد می‌نویسند.»

این داستان، فارغ از آنکه تا چه اندازه با واقعیت تاریخی مطابقت داشته باشد، نکته مدیریتی مهمی در خود دارد: هدف اصلی «نوشتن» بود، نه «تولید جوهر». هنگامی که ابزار جای هدف را می‌گیرد، منابع فراوانی صرف حل مسئله‌ای می‌شود که شاید راه‌حلی بسیار ساده‌تر داشته باشد. این همان پدیده‌ای است که می‌توان آن را «گم‌شدن هدف» نامید.

امروز یکی از مسائل مهم کشور، مصرف بالای بنزین است؛ اما به نظر می‌رسد دولت نیز در مواجهه با این مسئله، هدف اصلی را گم کرده است. هدف باید «مدیریت و کاهش مصرف بنزین» باشد، نه صرفاً «افزایش قیمت بنزین». این دو، اگرچه ممکن است در ظاهر به یکدیگر مرتبط باشند، در ماهیت و پیامد تفاوتی اساسی دارند.

افزایش قیمت، بدون آنکه وابستگی زندگی و اقتصاد خانواده‌ها به خودرو و بنزین کاهش یابد، انتخاب ساده‌ترین راه است، نه لزوماً بهترین راه. چنین اقدامی بیش از آنکه مسئله را از ریشه حل کند، فشار اقتصادی و روانی تازه‌ای بر مردم وارد می‌کند. نمی‌توان از شهروندی که برای رفتن به محل کار، رساندن فرزندش به مدرسه یا انجام ساده‌ترین امور روزمره راهی جز استفاده از خودروی شخصی ندارد، انتظار داشت تنها با افزایش قیمت، الگوی مصرف خود را تغییر دهد.

کنترل مصرف بنزین به راهبردی بلندمدت و مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌ها نیاز دارد: توسعه حمل‌ونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل‌اعتماد؛ گسترش استفاده از خودروهای برقی؛ آزادسازی واردات خودروهای کم‌مصرف؛ واداشتن خودروسازان داخلی به اصلاح الگوی تولید؛ توسعه حمل‌ونقل ریلی بین‌شهری؛ فراهم‌کردن دسترسی عمومی به شهرهای گردشگری و مراکز تفریحی؛ و سرانجام، فرهنگ‌سازی برای اصلاح الگوی مصرف.

تا زمانی که جایگزینی مناسب، در دسترس و مقرون‌به‌صرفه در اختیار مردم قرار نگیرد، افزایش قیمت بنزین درمان نخواهد بود؛ تنها مسکنی موقت است که شاید برای مدتی نشانه‌های مسئله را پنهان کند، اما ریشه‌های آن را دست‌نخورده باقی می‌گذارد.

هدف، گران‌کردن بنزین نیست؛ هدف، کاستن از نیاز مردم به مصرف بنزین است. اگر این تفاوت نادیده گرفته شود، بار دیگر به‌جای آنکه مسئله را حل کنیم، برای ساختن «جوهر مخصوص فضا» هزینه خواهیم کرد؛ درحالی‌که شاید راه‌حل واقعی، جایی درست مقابل چشمان ما باشد.