هم‌زمان با تشدید تهدیدهای آمریکا، رسانه‌های برون‌مرزی فعالیت خود را برای تضعیف روحیه عمومی و تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت افزایش داده‌اند. در چنین فضایی، رسانه‌های داخلی و صاحبان تریبون باید ضمن پرهیز از بازتولید روایت‌های مخرب، با اطلاع‌رسانی دقیق، انعکاس مطالبات جامعه و تقویت اعتماد عمومی به حفظ انسجام ملی کمک کنند.

ازسرگیری حملات نظامی و تشدید ادبیات تهدیدآمیز مقام‌های آمریکایی نشان می‌دهد که کشور بار دیگر با وضعیتی فراتر از یک منازعه محدود روبه‌روست. گزارش‌ها از گسترش درگیری‌های مستقیم میان ایران و آمریکا حکایت دارد و هم‌زمان تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران نیز ادامه یافته است. در چنین شرایطی، نبرد فقط در آسمان، دریا یا میدان نظامی جریان ندارد؛ افکار عمومی و سرمایه اجتماعی جامعه نیز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رویارویی تبدیل شده است.

در جنگ‌های جدید، تضعیف اراده عمومی گاه به‌اندازه تخریب زیرساخت‌های نظامی اهمیت پیدا می‌کند. رسانه‌هایی که در مسیر سیاست فشار علیه ایران فعالیت می‌کنند، می‌کوشند با برجسته‌سازی ضعف‌ها، تعمیم نارسایی‌ها و القای بی‌پناهی، جامعه را به این جمع‌بندی برسانند که مقاومت پرهزینه، بی‌نتیجه و فاقد پشتوانه مردمی است. هدف نهایی چنین روایتی صرفاً انتقاد از یک سیاست یا نهاد نیست؛ بلکه تبدیل اختلاف‌های طبیعی درون جامعه به شکافی عمیق میان مردم، حاکمیت و نیروهای مدافع کشور است.

جامعه ایران، مانند هر جامعه دیگری، دارای مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انباشته است. فشار معیشتی، برخی ناکارآمدی‌های مدیریتی و گلایه‌های عمومی واقعیت‌هایی نیستند که بتوان یا باید آنها را نادیده گرفت. با این حال، تفاوت مهمی میان نقد مسئولانه برای اصلاح امور و بازتولید روایتی وجود دارد که همه مشکلات را به ابزاری برای بی‌اعتبار کردن اصل دفاع از کشور تبدیل می‌کند. رسانه حرفه‌ای باید بتواند هم صدای مطالبات مردم باشد و هم درک کند که هنگام تجاوز خارجی، حفظ تمامیت سرزمینی و امنیت ملی نقطه اشتراک همه ایرانیان است.

از این رو، دعوت رسانه‌ها و صاحبان تریبون به همدلی ملی نباید به معنای تعطیل کردن نقد یا پنهان ساختن واقعیت‌ها تلقی شود. اتفاقاً انسجام پایدار از مسیر صداقت، شفافیت و احترام به شعور عمومی شکل می‌گیرد. انتشار اطلاعات دقیق، اصلاح سریع اخبار نادرست، پرهیز از ارائه آمارهای تأییدنشده و توضیح صادقانه مشکلات، اعتماد عمومی را تقویت می‌کند. سکوت درباره کاستی‌ها یا ارائه تصویری غیرواقعی از شرایط، میدان را برای روایت‌های رقیب و شایعات گسترده‌تر باز خواهد کرد.

در سوی دیگر، برخی سخنان هیجانی، تسویه‌حساب‌های جناحی و حمله به نهادهای کشور نیز می‌تواند ناخواسته قطعات پازل عملیات روانی طرف مقابل را تکمیل کند. در شرایط عادی، رقابت سیاسی و نقد تند ممکن است بخشی از حیات رسانه‌ای باشد؛ اما در وضعیت جنگی، هر ادعا درباره اختلاف میان دولت، نیروهای مسلح یا سایر ارکان حاکمیت می‌تواند به سرعت در شبکه‌های برون‌مرزی بازپردازی و به‌عنوان نشانه فروپاشی داخلی معرفی شود. این ملاحظه به معنای یکسان‌سازی دیدگاه‌ها نیست، بلکه دعوت به تشخیص زمان، زمینه و پیامدهای سخن است.

رسانه‌های داخلی برای مقابله مؤثر با جنگ روانی باید از واکنش‌های صرفاً شعاری فاصله بگیرند. مخاطب امروز به منابع متعدد دسترسی دارد و تناقض‌ها را به‌سرعت تشخیص می‌دهد. روایت ملی زمانی اثرگذار است که علاوه بر دفاع از منافع کشور، رنج خانواده‌های آسیب‌دیده، نگرانی مردم از آینده، مشکلات اقتصادی و پرسش‌های افکار عمومی را نیز به رسمیت بشناسد. همدلی رسانه‌ای با مردم، شنیدن صداهای متنوع و فراهم کردن امکان گفت‌وگوی مسئولانه، بسیار مؤثرتر از متهم کردن هر پرسشگر یا منتقد به همراهی با دشمن است.

حاکمیت نیز در تقویت این انسجام نقشی تعیین‌کننده دارد. اطلاع‌رسانی منظم، پاسخ‌گویی مقام‌های مسئول، مقابله با فساد و تبعیض، رسیدگی فوری به خسارت‌دیدگان و پرهیز از تصمیم‌های التهاب‌آفرین، پشتوانه اجتماعی مقاومت را افزایش می‌دهد. مردم هنگامی دشواری‌ها را بهتر تحمل می‌کنند که احساس کنند حقیقت با آنان در میان گذاشته می‌شود، بار بحران عادلانه توزیع شده و مسئولان در کنار جامعه ایستاده‌اند. اعتماد عمومی با دستور رسانه‌ای ایجاد نمی‌شود؛ بلکه محصول عملکرد قابل دفاع و ارتباط صادقانه است.

امروز مسئولیت تاریخی رسانه‌ها، شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و مذهبی آن است که میان اختلاف نظر داخلی و منافع بنیادین ایران مرزی روشن ترسیم کنند. می‌توان منتقد بود، مطالبه اصلاح داشت و هم‌زمان در برابر تهدید خارجی از کشور دفاع کرد. پیام ضروری این مقطع باید آن باشد که ایران خانه مشترک همه ایرانیان است و هیچ قدرت خارجی نباید از شکاف‌های داخلی برای تحمیل اراده خود استفاده کند. همدلی ملی نه حذف تفاوت‌ها، بلکه تبدیل تنوع دیدگاه‌ها به اراده‌ای مشترک برای حفظ امنیت، استقلال و آینده کشور است.